روز پنجم
۱- دانش آموزا بعضی وقتا داخل کلاس سوت میزنن. باید یک روشی برای کنترل این موضوع پیدا بکنم. چون اگه برای این مورد اقدام جدی انجام ندم کنترل کلاس کم کم از دستم میره.
۲- سر کلاس هدیههای آسمانی یکی از بچهها پرسید که «خدا چجوری به وجود اومده؟». ترسی که داشتم به واقعیت پیوست :)) بهشون گفتم تکلیف جلسهی بعدشونه تا اینکه بتونم یک راه حل برای جواب دادن یا پیچوندنش پیدا بکنم. به هر حال باز برای بعدش میترسم چون احساس میکنم که دانش آموزان از خانوادههای مذهبیای باشن و سر این مسائل به چالش نخوریم ...
۳- دو سه تا مسئلهی دیگه هم به وجود اومده که اونا رو هم باید به یک شکلی پیگیری کنم.
- ۰۲/۰۷/۰۹
به نظرم اون صدای سوت با یه داد بلند اما ابهت دار حل میشه، یا تهدید به حضور اولیای دانش آموز یا نمره کم کردن :|
البته به حرفای من اصن گوش نکن.. من چیزی از تعلیم و تربیت نمیدونم😂🤦♂️
بهش بگو بچه بشین سرجات درستو بخون، تورو چه به این سوالا؟ 😂