اندکی روزمرهنویسی
۱- شاد واقعا دیوانهام کرده. البته صادقانه بگم دیوانه کرده بود. الان نمیدونم چه عبارتی رو به جای «دیوانه» استفاده کنم. بعد از کلی تلاش برای احراز هویت اما هیچ اتفاقی برام نیفتاد. به اداره تماس میگیرم که کارم انجام بشه اما متأسفانه کسی پاسخگو نبود و از آخر هم طی یک اطلاعیه گفتن که همهی سیمکارتهاتون رو امتحان کنین. در صورت داشتن «فرزند» ( :)))))) ) کد ملی فرزندتون رو وارد کنین. بعدش اگر فرزند نداشتین، برید وارد یک سامانهای و اونجا شمارهتون رو وارد کنین. اگر هم اونجا نشد، با پشتیبانی شاد تماس بگیرین. حالا من مرحلهی آخر رو انجام ندادم. ولی چرا به عنوان معلم مملکت کد ملیم ثبت نشده بزرگواران؟ سه ساله که مدرسه میرم خب :/
۲- حالا مورد اولی که نوشتم بماند. چون یک جورایی توی تمام کارایی که الان مشغولشون هستم مسئولیت تولید محتوا رو دارم، ارسال محتواهای تصویری و ویدیو به شدت کار سخت و طاقت فرسایی بود.
اول از همه که بزرگواران گفتن که یک اپ مربوط به مدیریت مالی یکی از بانکها رو نصب کنیم و اونجا گروه بزنیم. نصب کردیم ولی امکان افزودن مخاطب نداشت!
بعدش گفتن شاد درست شده بیاین بریم شاد، که اونجا هم اتفاقات رو در شماره «۱» میتونین بخونین و امکان ارسال پیام هم حتی وجود نداره.
راه حل بعدی هم این بود که یک کانال آپارات درست کنیم و اونجا ویدیوها و تصاویر رو آپلود کنیم ولی پخش نکنیم و زنگ بزنیم و نظر بدیم این راهحل هم خوب بود ولی رسوندن ایمیل و رمز عبور برای حدود ۱۵ نفر آدم کار سختی بود. میدونین که نمیشه پیام ارسال کرد :)
خلاصه راه دیگه هم این بود که بیایم فلش برداریم و تصاویر و ویدیوها رو با فلش و هارد جابهجا کنیم. چند لحظهای واقعا احساس کردم در سال ۱۳۹۲ دارم زندگی میکنم. زمانی که هنوز اینترنت اونطور که باید و شاید پیشرفت نکرده بود.
برای گروه دیگه هم که توش فعالیت داشتم، از قبل اشتراک پلتفرم میزیتو رو خریده بودیم و اونجا میتونیم چت کنیم و تصاویری که نیاز داشتیم رو ارسال کنیم و نیاز به این همه چالش هم نبود.
۳- چند روزی هست که دچار دندون درد شدیدی شدم و البته همچنان هم که دارم مینویسم درد میکنه. امروز رفتم عکس گرفتم و توی گزارشی که نوشته شده هیچ اثری از پوسیدگی و رسیدن به عصب دیده نمیشد :/ حالا نمیدونم چرا این اتفاق برای دندونم افتاده و دندونپزشکی هم سراغ ندارم که برم حداقل یک نظری بده.
۴- قالب رو هم بعد چند سال به دلیل اینکه برخی از کدها با اینترنت فعلی همخوانی نداشت، عوض کردم و نکتهی جالب اینه که الان تقریبا یک تعداد نسبتا قابل توجهی از وبلاگها دقیقا از همین قالب استفاده کردن :)))
۵- دانشگاهمون هم هفتهی آخرش مونده بود که کلا اینترنت قطع شد. شخص خودم سه تا ارائه داشتم که باید انجام میدادم و این هفتهی آخری باید انجام میشد اما خب همهاش رفت روی هوا. استادام هم انسانهایی هستن که مقداری «درک شرایط موجود» براشون سخته و نمیدونم تکلیف نمراتم در این ترم چی میشه... :(
۶- با وجود وبلاگ هنوز از خیلی از دوستای وبلاگنویسم، دوستای حضوریم و باقی دوستان مجازیم خبر ندارم. نمیدونم که در چه وضعیتی هستن. امیدوارم که حالشون خوب باشه...
- ۰۴/۱۰/۲۴
شاد افتضاح شده
آره ازمنم ی جایی ثبت نیست
شاید از لثه باشه .... منم نمیدونم
اره تا اومدم ت وب شک کردم ولی اون پایینو دیدم فهمیدم درسته
فکر کردم امتحانات شماهم رسیده.... ارائه رو خیلی رو مخی شدن
ان شاالله ک خوبن