اندکی روزمره نویسی
۱- این روزا به صورت کامل درگیر پروژه «مدرسه تلویزیونی» بودم. برنامه ای که ساعتها روزها و هفته ها درگیرش بودیم و با این وضعیت قطعی اینترنت بدتر هم شد. فایلهای چند گیگی رو مجبور بودیم برای وزارت ارسال کنیم و واقعا سخت بود. اما شد. مثل اینکه از فردا هم این قضیه مدرسه تلویزونی در تلویزیون هم پخش میشه...
۲- این مدت اوضاع خوبی رو سپری نمیکردم. خصوصا از جایی که مجبور شدم تن به هزینههایی بدم که اصلا قابل پیش بینی نبودن. در حالیکه من برای اون مبلغی که ذخیره کرده بودم برنامه داشتم اما خب اوضاع بر وفق مراد پیش نرفت. تقریبا میتونم بگم که در این مدت توی ناامید حالت ممکن داشتم زندگی میکردم.
۳- توی این وضعیت همین که کمتر همکارام رو میبینم و یا باهاشون در ارتباطم برام یک جورایی خوبه. اما خب کلی کار عقب مونده دارم که مدام پشت گوش مینداختمشون و نمیدونم که چه زمانی میتونم بهشون رسیدگی کنم...
۴- دلتنگ دانشآموزام و البته که نگرانشون هم هستم :(
همین.
- ۰۴/۱۰/۲۲
سلام امیر
حالت خوبه؟
این بی نتی باعث شد بی خبر باشم ازت🥲
+توی کدای قالبت یه چیزی هست که موقع نت ملی نمیذاره وبت درست لود شه و خیلی طول میکشه🤦🏻♂️ سری پیش هم همین بود