چندی روزمره نویسی (با چاشنی معلمی)
۱- اولین روزی که حضوری شد و تونستم برم مدرسه سعی کردم که دانشاموزان رو رها از وضعیت فعلی بکنم. چون اضطراب و کلافگی کلاس های مجازی رو از چهرههاشون میتونستم تشخیص بدم و برای چند ساعت هم که شده منِ معلم بهشون استرس وارد نکنم. برای همین برای دانشآموزای کوچولوترم یک جور حالت مسابقه نقاشی گذاشتم و دانشاموزای بزرگترم هم بهشون وقت دادن که ریاضی بخونن و تکلیف فرداشون رو بنویسن.
من نمیتونم کار معلم دیگهشون رو تأیید یا رد بکنم. ولی به نظرم تکلیف سنگین و امتحان گرفتن توی اولین روز حضوری مناسب نبود و باعث تشویش افکار دانشآموز میشد اما خب شاید خود معلم وضعیت کلاس رو دیده و فکر کرده که صلاح کلاسش اینجوری باشه...
۲- داشتم میگفتم با بچههای کوچیکتر یک مسابقه نقاشی برگزار کردیم. اینطوری که دانشآموزان توی سه ردیف بودن و هر ردیف هم حدود ۱۷ الی ۱۸ تا دانشآموز بود. تخته رو به سه قسمت تقسیم کردم و هر قسمت رو به یک گروه اختصاص دادم و گفتم که دانشآموزا از هر گروه دونه به دونه میان پای تخته و با ماژیک یک علامت یا یک چیزی رو نقاشی میکنن و میرن سر جاشون می شینن و نفر بعدی از همون گروه میاد و یک المان دیگه به نقاشی اضافه میکنه و نتیجهی هر سه گروه شد این تصویر پایین:
از یک طرف دیگه از اونجایی که کنترل دانشآموزان ابتدایی مقداری سخت هست این رو به یک حالت مسابقه درآوردم که هر گروه باید به پنج مثبت برسه و سه تا از این مثبتها رو با ساکت بودن توی کلاس به دست میارن و همونطور که بالای تصویر میبینین کنار هر گروه چند مثبت هست (منظورم از ساکت بودن به هم نریختن کلاس بود وگرنه حرف زدن عادی تا یک جایی مشکلی نداره) و سه تا مثبت دیگه هم هر کدوم که نقاشیش بهتر بود کسب میکنه. (جمعا میشه ۶ مثبت برای اینکه گروه اول هم شانس برنده شدن داشته باشه)
به نظرتون نقاشی کدوم گروه قشنگ تره و اگر امکانش هست دلیلش رو بگین.
به اعضای تیم برنده هم ۲ مثبت تعلق میگیره. این مثبتها چی میشه؟ جمع میشه و هر کسی که به ۱۰ تا مثبت برسه یک جایزه کوچیک از طرف من داره. جایزه کوچیک البته بستگی به جیب معلمشون داره که خودمم ولی سعی میکنم یک چیز غیر تکراری و جدید براشون باشه. مثل کاغذ دیجیتال :)
خلاصه شما هم نظرتون رو بگین.
۳- از مشکلات شاد هم توی این پست غافل نشیم که از آخر مجبور شدم که با اکانت یکی از همکارانم وارد شاد بشم و پیام بفرستم تا روز چهارشنبه که بالاخره دوستانمون در شاد لطف کردن و دسترسی بقیه رو هم به ارسال پیام باز کردن. تشکر میکنم از پشتیبانی شاد که با بوق نخوردن تلفنشون تلاش زیادی رو برای دسترسی راحتتر کاربرانشون به شاد فراهم نمودن.
۴- هنوز دانش آموزانی بودن که با وجود امتحان و تکالیف و کلاس حضوری اما کلاس نبودن... دلم براشون خیلی تنگ شده. خصوصا محمد. پسربچهی قدکوتاه لاغر ولی دوست داشتنی. البته همهشون دوست داشتنی هستن اما خب محمد اون روز اولی که رفتم سر کلاس باعث شد که دوستش داشته باشم با اون صدای بلندش که سعی کردم هر جلسه تن صداش رو کم و کمتر کنم :)
۵- هنوز نتونستم دسترسی کامل به اینترنت داشته باشم (شاید در حد ۲ ساعت) و اشتراک ChatGPT که این ماه خریده بودم به کلی نابود شد. منابع دانشگاه و دروسم هم دسترسی ندارم بهشون و از همه مهم تر بخشی از پایان نامه که داخل تلگرام ذخیره کرده بودم...
- ۰۴/۱۱/۰۵

معلمای الان چه مهربون شدن
یادم میاد به معلمای زمان خودمون تشنج میکنم😂🍂