اندکی روزمرهنویسی
(پست پایین با ناراحتی نوشته شده است)
از درد دندونم توی مورد سوم این پست گفته بودم، بالاخره دل رو زدم به دریا و رفتم یک دندونپزشکی.
دندون رو داشت برای عصبکشی آماده میکرد و تا یک جایی هم پیش رفت. هر چند که با وجود دو بار بیحسی که زد اما انجام دادن کار توی کانال به شدت دردناک بود اما خب دردش رو به جون میخریدم چون حقیقتا دوست نداشتم بی حسی بعدی رو دریافت کنم. اما قسمت عجیب ماجرا جایی بود که دندونی که قرار بود کلا ۱ دونه کانال داشته باشه، دو تا کانال دیگه هم داشت و این دردناک بود. به شدت ناراحتکننده.
و اون دندونپزشک با وجود همهی تجربه ای که داشت نمی تونست کانال سوم دندونم رو درست کنه و با کلی ذوق و شوق گفت:« این اتفاق دندون شما یک در میلیونه و اتفاق خوبی برای جامعه ی دندونپزشکهاست که با این موارد نادر آشنا و روبهرو بشن.» و من میخواستم بگم که جامعهی علمی بخوره تو سرم. من میخوام دندونم سریعتر و با کمترین هزینه درست بشه و میدونستم که اگر برم پیش یک متخصص احتمالا سه برابر اون مبلغی که برای این ماهم ذخیره کرده بودم باید خرج کنم. قسمت دردناکتر هم این بود که حتی به این فکر افتادم که دندونم رو بکشم و ایمپلنت کنم. چون بالاخره عصب کشی و پر کردن و قاب گذاشتن خودش اندازه یک ایمپلنت هزینه داره (البته فقط در حد یک گزینه بود ولی بعضی اوقات بهش فکر میکردم) و البته ترسم هم درست از آب دراومد. دقیقا سه برابر اون مبلغی که این ماه برای دندون ذخیره کرده بودم رو صرفا باید خرج عصب کشی کنم. پر کردن + قاب که بماند :)
بیمه هم قربونش برم هیچجا قبولش ندارن بس که پرداختیش منظمه :)
میخواستم بگم که یک جایی سعی میکنی اون آدم خوشحال گروه و اکیپت باشی. کسی که امید به بقیه تزریق میکنه و حتی توی این پستهای اخیرم هم واقعا تمام تلاشم همین بود اما خب یک جایی باید بگم که بسه. امروز بعد از ظهر زمانی که بیعانه رو برای عصب کشی پرداخت کردم به معنای واقعی کلمه عبارت «کمرم شکست» رو درونم احساس کردم.
- امروز بعد از ظهر و بعد «شکستن کمرم» یک تایمی رو از قبل هماهنگ داشتم که بالاخره بعد از چند هفته با دوستام بتونم برم سالن فوتسال اما باز هم بدون اطلاع بهشون نیومدم و بعد کلی تماس و فحش و ناسزا ازشون که مثل همیشه اینطوری دستشون رو گذاشتم تو پوست گردو و نیومدم. نمی تونستم بگم که واقعا حال ندارم و این روزا اگر سر کار نرم کلا یک مردهی متحرک هستم.
-توی پست آخر عینک کامنت گذاشتم و جواب داده شد. اما من باز هم مخالفم. نتیجه میخوام. پول بادآورده میخوام. خوشحالی میخوام 💔
- ۰۴/۱۱/۰۹
اوه امیر خیلی خوبه که قالب وبلاگت عوض کردی. دندون و عصب کشی خیلی درد داره واقعا