۹ کاذب

سلام خوش آمدید

۲ مطلب در آذر ۱۴۰۴ ثبت شده است

۱- یک روز در هفته مدرسه می‌رم و همون یک روز رو زنگ هنر دارم. با سه تا کلاس دارم که یک سوم و دو تا پنجم هستن و واقعا به این نتیجه  رسیدم که دانش‌آموزای کلاس سوم و چهارم بهترین دانش‌آموزان به لحاظ کنترل و مدیریت کردن هستن (حداقل برای خودم) و بهترین پایه برای من فکر می‌کنم همون پایه چهارم باشه. جایی که بچه‌ها بین کودکی و نوجوانی هستن و نه اونقدر بچه هستن و نه اونقدر کله شق  و نافرمان. چیزی که سال اول تونستم تجربه‌اش بکنم و پایه چهارمم بهترین کلاسی بود که یک معلم می‌تونست داشته باشه :)

 

۲- اینکه پایه پنجم و شیشم رو تا حدودی نمی‌تونم کنترل کنم برام مقداری ناراحت‌کننده هست. چون می‌خواستم تجربه تدریس توی متوسطه رو داشته باشم اما با این وضعیت آیا اصلا موفق خواهم بود که بتونم کنترلشون کنم؟ تازه اونجا که قشنگ بلوغ از خودشون زده بیرون.

 

۳- برای درس هنر به مشکل برخوردم. واقعا ایده‌ای ندارم که سر کلاس پیاده‌شون بکنم. از اون بدتر دانش‌آموزای کلاس پنجمی هستن که به هر کاری تن نمی‌دن و دوست دارن داخل کلاس بازی بکنن. بازی بخشی از کلاسم هست ولی می‌خوام که بین بازی هم بخشی از زنگ رو به کار هنری بپردازن. ولی خب واقعا ایده‌ای ندارم. هوش مصنوعی هم ایده‌هاش مقداری تخیلی و عجیب و غریبه.

 

۴- دانش‌‌آموزای این مدرسه اکثرا وضعیت خانواده‌هاشون ناراحت کننده است. یکی پدر نداره. یکی مادر نداره. یکی فرزند طلاق. یکی سرِ نخواستنش دعواست. یکی باباش زندانه چون مهریه خانومش رو نداده. یکی همینطوری توی کوچه سرگردونه. یکی داداشش لات و خلافکار اون محله و واقعا ناراحت‌کننده است. کاری هم از دستت برنمیاد جز اینکه شاید بتونی یک زنگ رو براشون دوست داشتنی بکنی. اما نکته ناامید کننده‌ی بعدی هم اینه که خودشون هم تمایلی به یادگیری ندارن و این به روند یادگیری آسیب می‌زنه. هر چی هم با زبون خوش و عزیزم و پسر خوبم کار رو پیش ببری متأسفانه گوششون بدهکار نیست 🤦‍♂️ در واقع اینجوریه که نمی‌تونن درک کنن که منم خوبی خودشون رو می‌خوام. شاید هم درک می‌کنن ولی اون لحظه این حس رو نمی‌تونن داشته باشن.

 

۵- پیرو پست قبلی روابط کاری بین همکاران در اداره که شکرآب بود رو با صحبت و حرف زدن مقداری بهترش کردم ولی خب چیزی نیستش که کامل درست بشه. تا زمانی که مافوقم بره و من لحظه شماری می‌کنم برای اون روز. حداکثر تاریخ هم می‌شه اول مهر سال آینده که قطعا خودم دیگه توی این محیط حضور ندارم. 

 

۶- نظرتون با یک لیست از وبلاگ‌های فعال بیان در حال حاضر چیه؟ متوجه مشکلات بیان هستما. ولی خب بازم یک لیست رو می‌طلبه به نظرم.

اگر نظرتون مثبته که یک مقدار بیشتر دربارش فکر کنم.

  • امیر +

محیطی که دارم توش کار می‌کنم به شدت انسان‌های سمی‌ای داره. 

نمی‌تونم باهاشون کنار بیام و از طرف دیگه اونا هم خیلی از من خوششون نمیاد. نمی‌شه که قطع همکاری هم بکنیم چون هر دو طرف به همدیگه نیاز داریم برای اینکه یک سری کارا رو پیش ببریم. اما این وسط این فکر که داره یک سری تبعیض‌هایی رخ می‌ده بین من و یک سری دیگه از افراد واقعا اذیتم می‌کنه. بعضی وقتا غیرمستقیم موارد مختلف رو بیان کردم ولی چون هم جهت با منافع خود افراد نبوده، موافقت نکردن. کاش زودتر برن. می‌دونم که می‌رن به زودی. شاید اون موقع یک نفس راحت کشیدم. می‌دونین؟ خیلی اذیت می‌شم هر روزی که توی اون محیطم. 

از گذر زمان و پیر شدن به صورت کلی وحشت دارم ولی امسال سالی هست که به شدت علاقه‌مندم که زودتر تموم بشه! چون واقعا دارم اذیت می‌شم و محیط، محیطی نیست که بخوام توش فعالیت داشته باشم...

  • امیر +

«۹ کاذب» یک پست داخل فوتباله که بازیکن به عنوان مهاجم در نوک زمین میاد عقب و به هم‌تیمی‌هاش در پاسکاری و بازیسازی کمک می‌کنه... علت انتخاب؟ شاید به این دلیل که اسم دیگه‌ای به ذهنم نمی‌رسید :دی